تبلیغات
وقتی رفت - روز میلاد تن تو!
               
 
 
   روز میلاد تن تو! | سرگذشت ,

از پیشت رفتم ولی نه از اون رفتنها كه برگشتی نداره. نه تو دل رفتن رو داشتی و نه من هنوز میتونستم جای خالیت رو تحمل كنم. هنوز زود بود تحمل كردن نبودت و تنهایی جنگیدن با بیماریم ولی اتفاقی افتاد كه همه چیز رو تغییر داد. اتفاقی كه كمك كرد تا قبول كنم كه نبودت سرنوشتیه كه برام رقم زده شده. سرنوشتی كه باید قبولش میكردم و یاد میگرفتم كه چطور باهاش كنار بیام.
چند روز از آخرین صحبتهامون گذشته بود. تولد تو بود. روز میلاد تن تو! و اولین تولد تو بعد از رابطمون. وقتی كه هر معشوقی برای رسیدن به اون زمان لحظه شماری میكنه و من بی تاب تر از همیشه... برای گفتن كلام عاشقانه ای كه رنگ دیگری داشته باشه. رنگ نو شدن. رنگ تازه شدن. تازه گیه زمین از وجود فرشته ای كه خدا برای تنهایی هام فرستاده بود و حالا ازم گرفته بودش. و تو دور از من... ایكاش حداقل چند روز دیرتر رفته بودی.
و تو تولد گرفتی... وقتی كه همه بودن... همه جز من! جز آریو! و نبود من برای تمام كسانی كه عادت داشتند من و تو رو كنار هم ببینند جای تعجب... یاد حرفی افتادم كه 1 سال پیش بهت گفتم: "... هر كس به ما نزدیكتره و بیشتر دوستمون داره رو دورتر نگه میداریم! چون میترسیم! از محبت زیاد میترسیم! از انسانیت میترسیم! و میترسیم از چیزهایی كه توی این دنیا تا حالا ندیدیم... ندیدیم كه محبت كنند و اگر روزی دیوانه ای پیدا بشه كه بخواد سنت قدیم رو زنده كنه و محبت كنه بهش شك میكنیم... اگر دستی به ما غذا بده، بهش شك میكنیم چون عادت كردیم به سیلی خوردن از دست هایی كه این دنیایی اند و یاد گرفتیم گاز گرفتن دستی رو كه برای دادن تكه نانی به ما پیش اومده... اگر كسی بخواد در آغوش بگیرمون، پامون رو بالا نگه میداریم طوری كه بخوره توی سینه اش و بعد با غرور فریاد میزنیم: هی! جلوتر نیا!"... و تو این همه رو فراموش كردی و تو هم این دنیایی شدی! خودت رو عقب نگه داشتی و صورتت رو برگردوندی و اون كه از همه بهت نزدیكتر بود از همه دورتر نگه داشته شد! آخه میدونی... عاشقها تنهان به جرم عاشق بودن!
الان كه خوب فكر میكنم میبینم هیچ چیز و هیچ كس نمیتونست اینطوری تو رو از من بگیره. اینطوری كه خودت، خودت رو از من گرفتی! یادت میاد اون اوایل میگفتم: "هیچ كس و هیچ چیز نمیتونه ما رو از هم جدا كنه جز خودمون و تصمیم خودمون"؟ و تو و من تصمیم گرفتیم برای ترك همدیگه! من به خاطر تو و تو به خاطر خودت!
شب تولد تو در تنهایی كامل من گذشت... هدیه ای برات گرفته بودم كه فكر میكردم خوشحالت كنه. هدیه ای كه هیچ وقت بهت ندادم. اون موقع از شب تنها ترانه ای كه در گوشم زمزمه میشد این بود:
برای روز میلاد تن خود ... من آشفته رو تنها نذاری
و تو من رو تنها گذاشتی! با تمام آشفتگی هام، با تمام دلواپسی هام و با تمام تنهاییم...
نه عزیزم! از تو دلگیر نیستم! خودم اینطور خواستم. خودم خواستم كه تنها باشم و خودم خواستم تنهایی مبارزه رو ادامه بدم فقط چون نمیخواستم تو رو هم تو درد خودم سهیم كنم. آخه خودت بگو! من كه هیچ وقت نخواستم خالی شدنم به قیمت پرشدن چشم یكی دیگه باشه چطور میتونستم ناراحتی و غم تو رو ببینم؟ نه! با همه صخره بودنم (كه همیشه بهش میبالیدی) این كار ازم ساخته نبود...
و فردای روز تولدت، وقتی كه با اون لحن سرد و بی تفاوت از پشت تلفن همه چیز رو برام تعریف كردی؛ اینكه كیا بودن، اینكه چقدر بهت خوش گذشته بود و اینكه تازه آخر شب یادت افتاده كه میتونستی همون موقع من رو هم دعوت كنی... نفهمیدی كه داشتی ذره ذره سرنوشت رو به سمتی كه قسمتمون بود هدایت میكردی. قسمتی كه توش تنهایی فقط مال من شد...

 

  نوشته شده توسط آریو در سه شنبه 19 تیر 1386 و ساعت 11:07 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت | با من حرف بزن! ( سخن)

 
 

Template designed by: WebTemp ( http://webtemp.mihanblog.com )
All Rights Reserved 2005-2006 © http://vaghtiraft.mihanblog.com

 
 

منوی کاربری


 

 اضافه به علاقه مندیها       با من مكاتبه كن!       نقطه آغاز



خبرنامه



موضوعات
مقدمه( 1)
سرگذشت( 7)
روزمرگی( 2)
حرف دل گذشته( 12)
حرف دل حال( 15)


صفحات وبلاگ





آرشیو


آبان 1387 ( 1)

مهر 1387 ( 1)

اسفند 1386 ( 1)

دی 1386 ( 2)

آذر 1386 ( 1)

آبان 1386 ( 1)

مهر 1386 ( 1)

شهریور 1386 ( 1)

مرداد 1386 ( 4)

تیر 1386 ( 24)


مطالب پیشین


مادرم قد یه عروسک بود که مادر شد...!

شاید کوچک بود

ساعت پنج عصر

خاکستری

سفید

دستمال کاغذیاتو دور ننداز!

کیف سامسونت

سایه هامون

تا خوشبختی

خواب تو

درختهای کنجکاو کوچه خلوت

بی خبرم از تو

تو میرسی!

مثل اون روزها...

اگر نبود این غیرت مردانه!



ارتباط با من






موزیك متن


 


آمار وبلاگ


امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
ایجاد صفحه : - ثانیه