تبلیغات
وقتی رفت - خواب تو
               
 
 
   خواب تو | حرف دل گذشته ,

سلام . دارم مینویسم . بدون اینكه بدونم آیا این نامه به دستت میرسه یا نه . و اینكه اگه برسه میخونیش یا نه . نشد ازت خدافظی كنم و این رو هم به فال نیك میگیرم . چونكه باعث میشه وقتی میخوام چیزی بگم نگران چطور شروع كردنش نباشم و ادامه حرفای قبل رو بنویسم . شماره ای جلومه . یا شماره هایی . چه فرق میكنه . وقتی كه اونطور كه هستن دیده نمیشن ، چه تفاوتی داره كه یكی باشه یا چند تا . حقیقتش اینه كه اصلا به صورت شماره دیده نمیشن . بصورت یه نشونه ان . یا شاید یه یادگاری . انگار كه كسی پیشت باشه و بعد از رفتنش فقط یه بوی عطر یا یه جای پای خاكی روی فرش كمكت كنه كه بودنش رو به یاد بیاری . انگار كه اگه اونا نباشن نمیتونی باور كنی كه همین چند لحطه پیش اینجا بوده . این شماره ها هم برای من همین حالتها رو داره . شماره هایی كه اگه نبودن نمیشد فكر كنم اینجا بودی .

در حالی دارم برات مینویسم كه هزار تا كار مونده كه باید انجام بدم . دارم میرم سفر . بهت كه گفتم . اما هنوز هیچی برنداشتم . انگار نه انگار كه دارم میرم و باید قبل از رفتن یه چیزایی رو بردارم . میخوام برام دریا . بهت كه گفتم . میخوام برم دریا ببینم . دریا ببوسم . دریا بخونم . دریا بشم . میخوام برم خودم رو به موج بسپرم . برای غوطه ور شدن به تن پوش نیازی ندارم . كاغذهایم رو برمیدارم و كمی دیوانگی همراه میبرم . همین . و مسلم تورو . نمیای ؟

داستانت رو خوندم . خواب دیده بودی ؟ هنوز خواب هم میبینی ؟ باور كنم كه هنوز چشمانت خواب میبینن ؟ هنوز رویاهات رو به عاقلانه های اینجا نبخشیدی . یا بهتر بگم رویاهایت رو ندزدیده اند ؟ هنوز فكر هم میكنی ؟ هنوز دلتنگ هم میشی . دستپاچه شده بودی ؟ خوب ... من هم . میخندیدی ؟ راستش ... من هم . خوشحال بودی ؟ میفهمیدی ؟ من هم . آره . من هم . من هم مثل تو . هنوز هم اگر كمی فكر كنم یادم میاد كه حتی همین دیشب خواب دیده ام . وقتی از تو حرف میزنم چه تفاوتی دارد كه حقیقی باشی یا نه . توی ِ همیشگی . توی ِ رویا . خوابِ تو .

 

دریا منتظرم است .

تو هم بیا

و دستهایت را به موج بسپار

بذار از تَف نفسهای دیوانه وارت

گر بگیرم
هوای نفس کشیدن کم است ..... ( کمی قبل از رفتنم )


 

  نوشته شده توسط آریو در سه شنبه 23 مرداد 1386 و ساعت 11:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت | با من حرف بزن! ( سخن)

 
 

Template designed by: WebTemp ( http://webtemp.mihanblog.com )
All Rights Reserved 2005-2006 © http://vaghtiraft.mihanblog.com

 
 

منوی کاربری


 

 اضافه به علاقه مندیها       با من مكاتبه كن!       نقطه آغاز



خبرنامه



موضوعات
مقدمه( 1)
سرگذشت( 7)
روزمرگی( 2)
حرف دل گذشته( 12)
حرف دل حال( 15)


صفحات وبلاگ





آرشیو


آبان 1387 ( 1)

مهر 1387 ( 1)

اسفند 1386 ( 1)

دی 1386 ( 2)

آذر 1386 ( 1)

آبان 1386 ( 1)

مهر 1386 ( 1)

شهریور 1386 ( 1)

مرداد 1386 ( 4)

تیر 1386 ( 24)


مطالب پیشین


مادرم قد یه عروسک بود که مادر شد...!

شاید کوچک بود

ساعت پنج عصر

خاکستری

سفید

دستمال کاغذیاتو دور ننداز!

کیف سامسونت

سایه هامون

تا خوشبختی

خواب تو

درختهای کنجکاو کوچه خلوت

بی خبرم از تو

تو میرسی!

مثل اون روزها...

اگر نبود این غیرت مردانه!



ارتباط با من






موزیك متن


 


آمار وبلاگ


امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
ایجاد صفحه : - ثانیه